از قدرت به قدرت
صفحهٔ کتابفصل ۱: مقدمه
در نیمهی اول زندگی، تلاش بیوقفه فرمول آزمودهشدهای برای موفقیت به نظر میرسد.
اما در نهایت، سخت کار کردن دیگر کارساز نیست.
با بالا رفتن سن، تواناییهایمان تغییر میکنند.
اما برخلاف تصور رایج، این چیز بدی نیست.
در واقع، نیمهی دوم زندگی میتواند از نیمهی اول هم امیدوارکنندهتر باشد.
با راهبردها و ذهنیت درست، میتوانید با افزایش سن به موفقیت و رضایت پایدار برسید، و با خوشحالی از قلهای به قلهی دیگر بروید.
نشان میدهیم چطور.
فصل ۲ از ۶
در این فصلها خواهید آموخت که چارلز داروین در نیمهٔ دوم زندگیاش چه اشتباه بزرگی مرتکب شد؛ چرا دانستن زمان کنار کشیدن، سلاح پنهان بسیاری از آدمهای موفق است؛ و مغز با افزایش سن چه تغییراتی میکند، و چطور میتوان از این تغییرات به نفع خود استفاده کرد.
وقتی نام چارلز داروین را میشنوید، چه به ذهنتان میرسد؟
دانشمندی موفق، یا شکستخوردهای کامل؟
البته اکثر مردم حرفهٔ داروین را یک موفقیت چشمگیر میدانند.
او در بیستودو سالگی سوار یک کشتی سلطنتی شد و راهی یک سفر علمی حالا تاریخی شد، پنج سال در سراسر کرهٔ زمین گشت تا نمونههای نادر گیاهی و جانوری بیاورد که جایگاهی ماندگار در تاریخ برایش رقم زد.
در بیستوهفت سالگی نظریهٔ انتخاب طبیعی را پرورش داد؛ نظریهای که میگوید موجوداتی که با محیطشان بهتر سازگار میشوند، شانس بیشتری برای بقا دارند.
در پنجاه سالگی کتاب «دربارهٔ منشأ انواع» را منتشر کرد، شاهکاری پرفروش که علم را برای همیشه تغییر داد.
امروز داروین نامی آشنا در هر خانهای است.
نظریهٔ انتخاب طبیعی او در کلاسهای درس بیشماری در سراسر جهان تدریس میشود.
نوشتههایش را میلیاردها نفر خواندهاند.
او را «پدر تکامل» مینامند و بهعنوان قهرمان ملی در کلیسای وستمینستر آرمیده است.
گفتن اینکه او بر بشریت تأثیر گذاشت، کملطفی است.
با این حال، داروین در لحظهٔ مرگ خود را شکستخورده میدید.
چرا؟
مثل بسیاری از متخصصان موفق، داروین نمیتوانست ببیند که با نزدیک شدن به پیری، حرفهاش رو به افول است.
انتشار «دربارهٔ منشأ انواع» در پنجاه سالگی اوج کارنامهٔ او بود، و از آن پس، جایی جز پایین نمانده بود.
از پنجاه تا هفتادوسه سالگی، داروین در دورهای از رکود خلاقانه گرفتار ماند.
دیگر هیچ کشف علمی بزرگی نبود.
دیگر هیچ کتاب تأثیرگذاری نبود.
و برای داروین، این یعنی دیگر هیچ هدفی هم نبود.
«در این سن نه دل دارم نه توان که به پژوهشهایی بپردازم که سالها طول بکشند، و تنها کاری که از آن لذت میبرم همین است،» در نامهای به یکی از دوستانش نوشت.
«همه چیز برای شاد و راضی بودن دارم، اما زندگی برایم خستهکننده شده است.»
شهرت و ثروت در سالهای پایانی عمر هیچ معنایی برای داروین نداشت.
آنچه میخواست پیشرفت علمی تازهای بود، و سرانجام این کار دیگر فراتر از توانش بود.
چارلز داروین دانشمندی درخشان بود.
اما چه در مسیر او قدم گذاشته باشید چه راهی کاملاً متفاوت پیموده باشید، شما و «پدر تکامل» وجه اشتراک زیادی دارید.
ببینید، افت حرفهای داروین کاملاً طبیعی و قابل پیشبینی بود.
خواه رقصنده باشید، خواه پزشک، نقاش یا خلبان، یک چیز مسلم است: روزی شما هم با افتی مشابه در مسیر حرفهایتان روبهرو خواهید شد.
قشر پیشپیشانی مغز مقصر این پدیدهٔ آزاردهنده است.
این بخش مسئول حافظهٔ کاری، کارکردهای اجرایی و توان تمرکز است.
قشر پیشپیشانی قوی به شما اجازه میدهد در حوزهٔ تخصصیتان، چه سرودن سونت باشد چه جراحی قلب، پیوسته پیشرفت کنید.
و اتفاقاً همین بخش است که نخستین قسمت از مغز است که در بزرگسالی دچار افت میشود.
پژوهش پشت پژوهش نشان میدهد که در تقریباً هر حرفهٔ پرمهارتی، افت جایی بین اواخر دههٔ سی تا اوایل دههٔ پنجاه زندگی آغاز میشود.
به پژوهشهای بنجامین جونز، استاد دانشگاه نورثوسترن، توجه کنید.
او سالهاست بررسی میکند که مردم در چه سنی بیشتر احتمال دارد به کشفهای علمی برندهساز و اختراعات کلیدی دست یابند.
جونز با تکیه بر دادههای بیش از یک قرن دریافت که شایعترین سن برای کشفهای بزرگ، اواخر دههٔ سی است.
از آن پس، احتمال رسیدن به یک دستاورد در حد داروین در طول دهههای چهل، پنجاه و شصت بهشدت کاهش مییابد.
تا هفتاد سالگی، احتمال خلق یک نوآوری بزرگ تقریباً به صفر میرسد.
همین الگو در بسیاری از صنایع دیگر هم تکرار میشود.
در صنعت هوانوردی، کنترلکنندگان ترافیک هوایی موظفند در پنجاهوشش سالگی بازنشسته شوند، چون پیامدهای افت تواناییها بسیار خطرناک است.
تنها حدود پنج درصد از بنیانگذاران استارتاپها بالای شصت سال دارند.
و در مطالعهای اخیر روی متخصصان بیهوشی کانادایی، محققان دریافتند که پزشکان بالای شصتوپنج سال پنجاه درصد بیشتر از همکاران جوانترشان در معرض اتهام قصور پزشکی قرار میگیرند.
این آمارها شاید دلسردکننده به نظر برسند.
اما خبر خوب این است: لازم نیست منبع استرس باشند.
بلکه اصلاً نباید باشند.
با ذهنیت و ابزار درست، میتوانید افت در تواناییهای حرفهای را نه بهعنوان پایان، بلکه بهعنوان فرصتی برای چرخش بهسوی موفقیتهای تازه ببینید، و حال را حتی پربارتر از گذشته کنید.