رفتن به محتوا

تنها رفتن

فصل ۱: با زندگی آدم‌های تنها، آشنا شو

در گذشته، زنان مجرد اغلب به‌عنوان دختران ترشیده یا خانم‌های تنهای گربه‌دار به تصویر کشیده می‌شدند، و مردانی که مجرد می‌ماندند هم با تمسخر فراوانی روبه‌رو می‌شدند. اما زمانه عوض شده: امروز همه دیوانه گربه‌ها هستیم (و مجردها هم دیگر محبوبند!) و مجردزیستی را به‌عنوان یک انتخاب کاملاً معقول پذیرفته‌ایم، نه یک زندگی تراژیک. در واقع مجردانه‌ زیستن دیگر به یک تجربه‌ آشنا تبدیل شده است. احتمالاً خودتان هم مدتی را به‌عنوان فرد مجرد گذرانده‌اید. حالا اگر کنجکاو هستید که بدانید مجردزیستی چه زمانی و چطور این‌قدر رایج شد، این کتاب برای شماست. در اینجا با مزایای بزرگ و چالش‌های بالقوه زندگی مجردی آشنا می‌شوید، و می‌آموزید جامعه چه کارهایی می‌کند تا زندگی همه آن‌هایی که سولو (انفرادی) زندگی می‌کنند بهتر شود. همچنین خواهید فهمید «گرینویچ ویلیج» چه ربطی به مجردزیستی دارد؛ چرا بسیاری از دختران ترجیح می‌دهند تنها زندگی کنند؛ و چرا مجردهای سوئدی نسبت به همتایانشان در سایر کشورها وضع بهتری دارند.

فصل ۲: سبک زندگی تنهایی در آمریکا

در نیمه اول قرن بیستم، کمتر آمریکایی‌ای تصور می‌کرد که چند دهه بعد، این‌ تعداد آدم تنها با رضایت زندگی کنند. امروز، حدود پنجاه درصد از شهروندان ایالات متحده مجرد هستند؛ نتیجه تحولات مهمی که در ساختار جهان رخ داده است. یکی از اصلی‌ترین دلایل افزایش زندگی تنها، نقش پررنگ‌تر زنان در بازار کار است. شگفت‌انگیز است که بین سال‌های ۱۹۵۰ تا ۲۰۰۰ تعداد زنان شاغل در آمریکا از ۱۸ میلیون نفر به ۶۶ میلیون نفر رسید! در دهه‌های 1950 و 1960، نقش زن عملاً محدود به ماندن در خانه و تربیت فرزند بود. داشتن حرفه یا حتی درآمد مستقل برای زنان، امری بسیار نادر محسوب می‌شد. طلاق هم در آن دوران پدیده‌ای کم‌یاب بود. تا حدی به این دلیل که از نظر اجتماعی ناپسند شمرده می‌شد، اما دلیل مهم‌تر این بود که بیشتر زنان درآمد کافی برای تأمین مخارج خود نداشتند. هرچه زنان بیشتری وارد بازار کار شدند و استقلال مالی کسب کردند و جایگاه اجتماعی بالاتری یافتند، اختیار بیشتری هم بر زندگی‌شان پیدا کردند. در نتیجه، شمار بزرگسالانی که تنها زندگی می‌کردند رو به افزایش گذاشت. عامل دیگر، فناوری است. در دنیای امروز، گسترش فناوری‌های ارتباطی در خانه مانع از احساس تنهایی می‌شود، حتی وقتی کسی در اطرافمان نیست. این تحول بزرگی است در مقایسه با روزهای اولیه زندگی در دهه‌های ۵۰ تا ۶۰ میلادی که تلفن ثابت و تلویزیون ابزارهای اصلی برای گریز از تنهایی بودند. امروز، همه ما از طریق شبکه‌های اجتماعی و اینترنت آنقدر به هم متصل هستیم که حتی وقتی در خانه تنها نشسته‌ایم، احساس می‌کنیم در حال معاشرتیم. و اگر هم احساس تنهایی کنیم، این آرامش را داریم که دوستان و خانواده‌مان و دوستان دور و نزدیکمان تنها به اندازه یک کلیک فاصله دارند. اما فراتر از ورود زنان به عرصه شغلی و تأثیر فناوری، عوامل دیگری هم در گرایش به زندگی تنها نقش داشته‌اند. در ادامه خواهیم دید که چطور مهاجرت جمعیت به شهرها نیز به این تغییر دامن زده است.

فصل ۳: سبک زندگی تنهایی ریشه‌ در فرهنگ شهری دارد

در طول قرن گذشته، مردم از سراسر آمریکا به شهرهای بزرگ هجوم آوردند. این شهرنشینان جدید به شهرها آمدند برای کار، برای تجربه آزادی تنها زندگی کردن، و در عین حال در کنار آدم‌هایی باشند که با آن‌ها احساس قرابت می‌کردند. نگاهی بینداز به گرینویچ ویلج دهه ۱۹۳۰ میلادی که میزبان اولین جامعه مجردنشین بود؛ محله‌ای که اکثریت قریب به اتفاق ساکنانش تنها زندگی می‌کردند. در آغاز قرن بیستم، پیشگامان زندگی تکی، تحت تاثیر جذابیت گرینویچ ویلج به عنوان دهکده‌ای برای فردگرایان، به این محله نیویورکی مهاجرت کردند. کوچه‌های باریک، فضاهای اجتماعی فراوان، و پارک واشینگتن اسکوئر، محل تجمع مهمی که هم فضای خلوت شخصی می‌داد و هم ملاقات با دیگران و تبادل ایده را آسان می‌کرد، همه آن‌ها را به این محله کشاند. حس گمنام بودنی که یک شهر بزرگ وعده می‌داد نیز برای این مجردهای اولیه هیجان‌انگیز بود. آن‌ها راه درازی از شهرهای کوچکی که در آن بزرگ شده بودند آمده بودند؛ جاهایی که به خاطر انتخاب‌های متفاوتشان قضاوت می‌شدند و چون آدم‌های هم‌فکر نبودند احساس تنهایی می‌کردند. امروز، خیلی از جوان‌ها همین حرکت را به سمت شهر می‌کنند، اما این بار برای شروع کار در حوزه‌های رقابتی مثل بانکداری، حقوق و پزشکی. برای این افراد، تنها زندگی کردن راهی قابل قبول برای پیشبرد اهداف شغلی‌شان تلقی می‌شود. بخشی از این انتخاب به این دلیل است که تنها زندگی کردن حواس‌پرتی را کاهش می‌دهد، که برای کار سخت ضروری است. فراتر از این، تنهایی فرصتی بی‌نظیر برای تخلیه ذهنی بعد از یک روز طولانی فراهم می‌کند. کسانی که تازه اول راه شغلی‌شان هستند می‌دانند که باید ساعت‌های طولانی کار کنند و هرروز یک قدم بیشتر برای بالارفتن از نردبان ترقی نعمت است. به همین دلیل، منطقی است که به جایی نیاز داشته باشند که مال خودشان باشد؛ جایی که انرژی لازم برای موفق شدن را به آن‌ها بدهد. پس مجردهای اولیه این محله الگوها و قواعدی را بنیان گذاشتند و به این ترتیب فرهنگ و مزایای زندگی مجردی روز به روز محبوب‌تر شد. در فصل بعدی، درباره دیگر مزایای تنها زندگی کردن خواهی خواند.

فصل ۴: مزایای زندگی تک‌نفره در هر مرحله‌ای از عمر

اگرچه زندگی انفرادی هنوز هم در مقایسه با زندگی مشترک، یا زندگی با خانواده، کمتر پذیرفته شده است، اما در میان بزرگسالان در تمام سنین، به‌ویژه سالمندان، انتخابی رایج است. پس چه چیزی زندگی تنهایی را جذاب می‌کند؟ اول از همه، زندگی انفرادی به ساختن اعتماد به نفس و احساس استقلال کمک می‌کند. بدیهی است که این موضوع برای جوانانی که تازه پا به زندگی می‌گذارند صدق می‌کند، اما برای کسانی که طلاق را پشت سر گذاشته‌اند نیز به همان اندازه درست است. شاید تنها ماندن پس از جدایی دردناک و طاقت‌فرسا به نظر برسد، اما بسیاری ممکن است پس از رابطه‌ای که در آن، حتی کنار همسر هم احساس تنهایی می‌کردند، در این دوران نوعی آسودگی بیابند. تقریباً همه موافقند که هیچ چیز بدتر از احساس تنهایی در کنار دیگران نیست. دوم اینکه، کسانی که تنها زندگی می‌کنند کنترل بسیار بیشتری بر زندگی‌شان دارند و می‌توانند کارهایی انجام دهند که واقعاً شادشان می‌کند؛ مثل کوه‌نوردی یا گذراندن تمام آخرهفته پای نوشتن در خانه. افراد مجرد آزادند این انتخاب‌ها را بکنند، چرا که مجبور نیستند مدام علایق و توانایی‌های همسرشان را در نظر بگیرند. و سرانجام، زندگی تنها به شما کمک می‌کند تا در سالمندی نیز حس آزادی و کرامت خود را حفظ کنید. بنابراین، اگرچه هنوز هم بسیاری از مردم نگران تنها مردن هستند، بسیاری از زنان سالمند ترجیح می‌دهند روزهای پایانی عمرشان را مستقل بگذرانند، نه اینکه دوباره ازدواج کنند یا پیش خانواده بروند. این نکته مهمی است، چرا که زنان سالمند معمولاً بیشتر از همسرانشان عمر می‌کنند و در نتیجه احتمال تنها مردنشان بیشتر است. بسیاری از این بیوه‌ها ترجیح می‌دهند دوباره ازدواج نکنند، چون نمی‌خواهند پرستار همسر دومی باشند. علاوه بر این، زندگی با فرزندان نیز برای زنان مسن‌تر آن‌قدرها که به نظر می‌رسد جذاب نیست. داشتن استقلال در سنین بالاتر به آن‌ها حس هدفمندی می‌دهد که می‌تواند طول عمرشان را نیز افزایش دهد.