من، خودم و ما
صفحهٔ کتابفصل ۱: خواندن این کتاب چه فایدهای دارد؟
خودت و رفتارت را به شیوهای تازه و عمیقتر بشناس. کسی هست که گاهی از خود نپرسد چه چیزی رفتار انسان را شکل میدهد و هدایت میکند؟ شاید پرسشهایی مدام در ذهنتان چرخ بزند؛ چرا نمیتوانید بر کمروییتان غلبه کنید، چرا آن شب خودتان را خجالتزده کردید، یا چرا نمیتوانید با همکارانتان ارتباط برقرار کنید. شاید حتی یک تست شخصیتشناسی در مجلهای انجام داده باشید و از خودتان پرسیده باشید که آیا نتایجش پایهای علمی دارد یا نه. این کتاب با نگاهی دقیقتر به همینگونه پرسشها میپردازد و با تکیه بر جدیدترین یافتههای پژوهشهای علمی در حوزه شخصیت، توضیح میدهد که چه چیزی رفتار ما را میراند و در نهایت به یکی از بزرگترین پرسشها پاسخ میدهد: آیا رفتارمان ثابت است یا توانایی تغییر آن را داریم؟ در این فصلها خواهید آموخت که چرا هنوز نتوانستهاید آخرین جداییتان را فراموش کنید؛ چرا داشتن وجدانکاری پایین احتمالاً از شما نوازنده جاز بهتری میسازد؛ و سه منبع اصلی که شخصیت شما را شکل میدهند چه چیزهایی هستند؟
فصل ۲: اولین برداشتهای ما بر پایه سازههای شخصی شکل میگیرند، و همین سازهها رفتار ما را نیز تعیین میکنند.
همه میدانیم که ضربالمثل «کتاب را از روی جلدش قضاوت نکن.» چه میگوید. اما در عمل، پیروی از این اصطلاح آنقدرها هم آسان نیست. در طول روز، پیوسته بر اساس اولین برداشتهایمان درباره دیگران داوری میکنیم. اولین برداشتها هم انواع مختلفی دارند. مثلاً تصور کنید در یک رستوران میشنوید که مشتریای با گارسون بسیار بیادبانه رفتار میکند. چه احساسی خواهید داشت؟ شاید او را به عنوان آدمی گستاخ یا بدرفتار کنار بگذارید، یا شاید داستانی در ذهن بسازید که توضیح دهد روز بدی در کار داشته و معمولاً اینگونه نیست. بیشتر مردم توضیح سادهتر را انتخاب میکنند: او ذاتاً آدم بیادبی است. برچسب زدن به آدمها خیلی راحتتر از ساختن روایتی است که رفتارشان را توضیح دهد. این داوریهای سریع هم عینی نیستند؛ بر اساس سازههای شخصی ما شکل میگیرند. مفهوم «سازههای شخصی» را اول بار روانشناس جورج کلی مطرح کرد تا لنزهای پیچیده احساسیای را توصیف کند که هر کس از طریق آنها جهان را میبیند. این سازهها برای هر نفر متفاوتند؛ ممکن است یکی آن مشتری رستوران را آدمی تحملناپذیر بداند، دیگری او را قاطع و مقتدر. سازههای شخصی همچنین رفتار و توانایی ما در رویارویی با چالشها را شکل میدهند. هرچه دیدگاه شخصی محدودتر باشد، کنار آمدن با مشکلات غیرمنتظره دشوارتر میشود. مثلاً تصور کنید دوستی دارید که پس از یک جدایی دردناک نمیتواند جلو برود. اگر نسبت به همه آدمها بدبین شود و هرکسی را که میبیند بیاعتماد تلقی کند، در آینده برایش بسیار سخت خواهد بود که به کسی دل ببندد.