رفتن به محتوا

دنیای عاطفی نوجوانان

صفحهٔ کتاب

فصل ۱: مقدمه

سال‌های نوجوانی می‌توانند برای فرزندت یک میدان مین احساسی باشند؛ و برای تو هم همین‌طور.

اما اگر از فرزند تک‌کلمه‌ای و درخودفروکشیده‌ات خسته شده‌ای، از چرخه‌ی بی‌پایان رویارویی‌های پرتنش با نوجوانت بی‌رمق شده‌ای، یا در میان نوسانات شدید خلقی و تغییرات هورمونی او آرزوی آرامش می‌کنی، دلسرد نشو.

کاملاً ممکن است به فرزندت کمک کنی این گذار پرچالش اما ارزشمند از کودکی به بزرگسالی را با ظرافت و شوخ‌طبعی طی کند؛ و در همین حال رابطه‌ات با او را نه‌تنها حفظ کنی، بلکه عمیق‌تر و محکم‌تر از همیشه بسازی.

آماده‌ای این چالش را بپذیری؟

این کوت از کتاب «زندگی عاطفی نوجوانان» اثر لیزا داموئور، تو را راهنمایی می‌کند که چه احساساتی برای نوجوانان طبیعی است و چه چیزی باید نگران‌کننده باشد؛ راهکارهایی برای حمایت از فرزندت در فراز و نشیب‌های عاطفی ارائه می‌دهد؛ و بهترین روش‌ها برای ماندن در ارتباط با فرزندت را در مسیر استقلال‌طلبی او به تو نشان می‌دهد.

فصل ۲ از ۶

بزرگ کردن نوجوان پر از چالش است، در کوبیدن، اخم‌های دائمی، و لحظه‌های «من نخواستم به دنیا بیام!» همه بخشی از این مسیرند.

اما می‌دانید چه؟

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایی که در این سال‌ها با آن روبرو می‌شوید، شاید غلبه بر پیش‌فرض‌های نادرست خود درباره نوجوانی و سلامت روان باشد.

به‌طور مشخص، سه باور رایج اما اشتباه درباره سلامت روان نوجوانان وجود دارد که والدین باید پیش از هر چیز آن‌ها را کنار بگذارند.

بیایید این‌ها را بررسی کنیم.

باور غلط اول: احساس دشمن عقل است.

طبق کلیشه رایج، نوجوانان تحت تأثیر احساساتشان عمل می‌کنند، نه عقلشان.

به همین دلیل است که به‌ظاهر نمی‌توان به تصمیم‌هایشان اعتماد کرد.

دیدگاه گسترده‌ای وجود دارد که تصمیمی که با احساس گرفته شده نمی‌تواند منطقی یا هدفمند باشد، گفته می‌شود که احساسات قضاوت ما را تیره می‌کنند.

اما این درست نیست.

احساسات، اطلاعات‌اند.

خوب یا بد، احساساتمان اطلاعات مهمی به ما می‌دهند.

اگر نوجوانتان می‌گوید که از درخواست به یک مدرسه خاص اضطراب دارد یا از پیوستن به یک فعالیت فوق‌برنامه پرفشار هیجان‌زده است، سعی کنید این احساسات را جدی بگیرید.

این کار به آن‌ها کمک می‌کند به غریزه خود اعتماد کنند، و نوجوانانی که به غریزه‌شان اطمینان دارند، کمتر در معرض فشار همسالان برای رفتارهایی هستند که با آن‌ها راحت نیستند.

البته یک نکته مهم: حتی نوجوانانی که کاملاً با احساسات و غریزه‌شان در ارتباط‌اند، ممکن است رفتارهای پرخطر داشته باشند.

این بخشی از دوران نوجوانی است.

یک نوجوان که معمولاً متین و سنجیده است، ممکن است در هیجان حضور با همسالانش تحت تأثیر قرار گیرد و رفتاری داشته باشد که از او انتظار نمی‌رفت.

کارشناسان این را به توانایی نوجوانان در جابجایی میان دو حالت شناختی نسبت می‌دهند: شناخت سرد، فرآیندهای تفکر آرام و منطقی در موقعیت‌های بی‌تنش، و شناخت داغ، فرآیندهای تفکری که در موقعیت‌های پرشور و اجتماعی شکل می‌گیرند.

در حالت شناخت سرد، نوجوانتان ممکن است کاملاً مخالف رانندگی پرخطر باشد.

اما در حالت شناخت داغ، جایی که رفتار ریسک‌پذیرانه پاداش اجتماعی دارد، ممکن است همان موضع منطقی را کنار بگذارد.

وقتی نوجوانتان در حالت شناخت سرد است، روی این موضوع کار کنید: احساساتش را تأیید کنید، بپرسید وقتی شناختش به حالت داغ تبدیل می‌شود چطور با خودش کنار می‌آید، و راهکارهایی برای ایمن ماندن بچینید، مثلاً داوطلب شدن برای رانندگی در یک جمع که دیگران الکل می‌خورند.

باور غلط دوم: احساسات دشوار بهتر است نادیده گرفته شوند.

هیچ والدینی تا به حال از این که فرزندش بیش از حد شاد یا پرانرژی است ناراحت نشده.

اما برای بسیاری از والدین، دیدن احساسات ناخوشایند در نوجوانشان، دلتنگی، خشم، ناامیدی یا بدبینی، به‌طور ناخودآگاه نگران‌کننده به نظر می‌رسد.

آیا باید نگران باشید؟

حقیقت این است که وقتی احساسات دشوار را تجربه می‌کنیم و با آن‌ها کنار می‌آییم، رشد می‌کنیم.

وقتی فرزندتان در امتحان تقلب می‌کند و دستگیر می‌شود، احساس گناهی که دارد ممکن است او را وادار کند درباره نوع آدمی که می‌خواهد باشد فکر کند.

وقتی فرزندتان از یک رابطه دردناک بیرون می‌آید، رنجی که می‌کشد ممکن است او را به سمت کمک گرفتن از دوستان و خانواده ببرد و روابطش را عمیق‌تر کند.

شما به‌عنوان والدین، غریزتاً می‌خواهید فرزندتان را از درد محافظت کنید.

اما تلاش برای نجات دادن آن‌ها از هر رنجی، ممکن است بیشتر ضرر داشته باشد تا فایده.

پس وقتی نوجوانتان احساسات دشواری دارد، سعی نکنید آن‌ها را نادیده بگیرید یا موضوع را عوض کنید، احساساتش را تأیید کنید و بگذارید آن‌ها را پردازش کند.

اجازه دادن به نوجوانتان برای شناور شدن در آب‌های متلاطم احساسی، به او کمک می‌کند تاب‌آوری بسازد و در آینده با اعتماد به نفس با چالش‌ها روبرو شود.

باور غلط سوم: نوجوانان از نظر عاطفی بی‌ثبات‌اند.

احساساتی؟

بله.

اما بی‌ثبات؟

nوجوانان احساساتشان را با شدت تجربه می‌کنند و این وسوسه وجود دارد که فرض کنیم این یعنی آن‌ها بی‌ثبات و شکننده‌اند.

اما در واقعیت، نوجوانتان احتمالاً از آنچه تصور می‌کنید از نظر عاطفی مقاوم‌تر است.

اگر احساس می‌کنید نوجوانتان همیشه در حال از هم پاشیدن است، این احتمال را در نظر بگیرید که شما فضای امن او هستید.

نوجوانان اغلب می‌توانند احساساتشان را در مدرسه یا محیط‌های اجتماعی کنترل کنند.

خانه، در حالت ایده‌آل، جایی است که آن‌ها احساس می‌کنند می‌توانند آزادانه احساس کنند و آسیب‌پذیری خود را نشان دهند.

اگر احساس می‌کنید با اشک‌های مداوم، نوسانات خلقی و دوره‌های افسردگی روبرو هستید، این به معنای بی‌ثباتی نوجوانتان نیست، بلکه یعنی آن‌ها به‌اندازه‌ای با شما راحت‌اند که احساساتشان را نشان دهند.

و به خودتان یادآوری کنید که اینکه فرزندتان همیشه شاد نیست، به معنای سلامت روانی ضعیف یا بی‌ثباتی نیست.

تعریف سلامت روان واقعی این است که احساسات درست را در زمان درست داشته باشیم.

بله، حتی احساسات تلخ مثل خشم، ناامیدی یا یأس.

با حمایت از فرزندتان برای داشتن واکنش‌های عاطفی متناسب و مناسب در برابر موقعیت‌های دشوار، می‌توانید به او کمک کنید به یک بزرگسال از نظر عاطفی مقاوم تبدیل شود.