رفتن به محتوا

رژیم مالی

صفحهٔ کتاب

فصل ۱: خواندن این کتاب چه فایده‌ای دارد؟

با خواندن کتاب «رژیم مالی» می‌آموزی چطور با پول بهتر کنار بیایی و در نتیجه زندگی رضایت‌بخش‌تری داشته باشی. بسیاری از آدم‌های این هزاره واقعاً در امور مالی و اقتصادی سردرگم هستند. ماه به ماه زندگی می‌کنند، امیدوارند کارت اعتباری‌شان رد نشود و سعی می‌کنند زیاد به اضافه برداشت از حسابشان فکر نکنند. این موضوع چندان جای تعجب ندارد. جامعه آرزومحور امروز مصرف را تشویق می‌کند، در حالی که عملاً هیچ آموزش مالی‌ای ارائه نمی‌دهد. اگر شما هم در مواجهه با امور مالی، بودجه‌بندی، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و تأمین آینده مالی‌تان، احساس درماندگی می‌کنید، این فصل‌ها برای شماست. این کتاب کمک می‌کند گام‌های کوچک اما مهمی برای سامان دادن به امور مالی‌تان بردارید و نشان می‌دهند که مالی‌اندیشی لزوماً به معنای نوشتن صفحات حسابداری کسل‌کننده و حساب‌های پس‌انداز خشک نیست، بلکه درباره یاد گرفتن خوب آشپزی کردن، مراقبت از خود و رشد در مسیر شغلی هم هست. در این فصل‌ها یاد می‌گیرید چطور یک بودجه ساده برای درک درآمد و هزینه‌هایتان در نظر بگیرید؛ چرا یک دلار خرج‌شده با یک دلار پس‌انداز‌شده ارزش یکسانی ندارند؛ و چگونه دستمزدی که شایستگی‌اش را دارید دریافت کنید.

فصل ۲: از این چهار «نباید» بپرهیز تا رابطه‌ات با پول سالم‌تر شود

اگر در دنیای مالی سردرگم هستید، شاید بهتر باشد رژیم مالی‌تان را آهسته و با احتیاط شروع کنید. چهار قانون «جرأت نداری» وجود دارد که همه می‌توانیم آن‌ها را به خاطر بسپاریم و رعایت کنیم؛ اگر این کار را بکنید، گام بزرگی به سوی ثبات مالی برداشته‌اید. اول، جرأت نداری با اعتبار پول خرج کنی اگر نمی‌توانی آن را ظرف یک ماه پرداخت کنی. البته که کارت‌های اعتباری و وام‌های کوتاه‌مدت مزایایی دارند، می‌توانند به ساختن سابقه اعتباری کمک کنند، اما اگر کارت یا حساب اعتباری داری، با آن مثل کارت نقدی رفتار کن. روزی که اعتبار یا وامی دریافت می‌کنی اما نمی‌توانی ظرف یک ماه پسش بدهی، روزی است که به سلامت مالی‌ات ضربه می‌زنی، چون از آن لحظه بهره‌ها شروع به انباشته شدن می‌کند. بهره‌هایی که در ظاهر به چشم نمی‌آیند. دوم، جرأت نداری در دام سبک زندگی مدیرعاملی بیفتی. وقتی نویسنده برای اولین بار مدیرعامل شرکت خودش شد، طرز فکرش عوض شد. ناگهان با خودش فکر می‌کرد: «من لایق این فیشیال ۱۵۰ دلاری هستم، چون مدیرعامل باید خوب به نظر برسد، نه؟» همه ما به خودمان می‌قبولانیم که برای داشتن سبک زندگی دلخواهمان به چیزهای خاصی نیاز داریم؛ چه یک آیس‌لاته هر روزه باشد، چه تاکسی اینترنتی هرروزه تا خانه به‌جای مترو. واقعیت این است که به این چیزها نیاز نداریم، پس باید از آن‌ها بگذریم. بر اساس بودجه‌ای که داری خرج کن، نه برای سبک زندگی‌ای که فکر می‌کنی باید داشته باشی.

سوم، جرأت نداری یک هفته بگذرد و حداقل دو بار موجودی حسابت را چک نکنی. درست مثل کسی که بی‌میل رژیم می‌گیرد و از نگاه کردن به کالری کیکی که می‌خورد فرار می‌کند، خیلی از کسانی که در وضع مالی بدی هستند نمی‌توانند خودشان را وادار کنند به موجودی حسابشان نگاه کنند. اما نمی‌توانی رژیم مالی بگیری مگر اینکه با واقعیت درآمد و هزینه‌هایت روبه‌رو شوی، حتی اگر اولین بار وحشتناک به نظر برسد. و در آخر، جرأت نداری فکر کنی پس‌انداز به‌خودی‌خود و به شکلی جادویی ظاهر می‌شود. وقتی جوان هستی، آسان است که خود امروز و خود آینده‌ات را دو آدم کاملاً متفاوت ببینی و مسئولیت پس‌انداز را به «من آینده» واگذار کنی. خیلی‌ها فکر می‌کنند صرفاً بدهی نداشتن کافی است و می‌توانند نگرانی پس‌انداز را به آینده موکول کنند. اما واقعیت این است که فقط یک «تو» وجود دارد، و باید همین الان شروع به پس‌انداز کنی، حتی اگر مقدار کمی باشد. این قوانین را رعایت کن چرا که از بسیاری از اشتباهات رایج جلوگیری کرده‌ای. اما برای اینکه واقعاً بر رژیم مالی‌ات مسلط شوی، باید یاد بگیری چطور بودجه‌بندی کنی.