رفتن به محتوا

بهترین خودت

صفحهٔ کتاب

فصل ۱: مقدمه

آیا بهترین زندگی ممکن را می‌گذرانی؟

به عبارت دیگر، آیا واقعاً شکوفا هستی یا فقط روزگار می‌گذرانی؟

کمتر کسی می‌تواند با قاطعیت «بله» بگوید.

صادق بودن با خود و زیستن یک زندگی اصیل کار آسانی نیست.

چگونه بهترین نسخه خودت باشی؟ شاید مهم‌ترین سؤال دنیا باشد، اما نه پدر و مادر و نه مدرسه معمولاً پاسخش را به ما نمی‌آموزند.

اینجاست که مایک بِیِر، مربی زندگی، وارد می‌شود.

اگر می‌خواهی زندگی‌ات را تغییر دهی اما نمی‌دانی از کجا شروع کنی، این فصل‌ها برای توست.

راهنمای عملی بِیِر برای یافتن بهترین نسخه‌ات، حاصل سال‌ها تأمل عمیق بر مسائل شخصی خودش است و سرشار از ایده‌های اجرایی است که همین امروز می‌توانی به کارشان بگیری تا مسیر فردای بهتری را بپیمایی.

ادامه بده تا بفهمی: تجسم بهترین نسخه خودت چطور به کنترل ضد-خودت کمک می‌کند؛ چگونه با ترس‌هایت منطقی برخورد کنی؛ و چرا مراقبت از خودت خودخواهی نیست.

«تو منحصربه‌فردی.» احتمالاً این جمله را بارها شنیده‌ای، اما آیا تا به حال واقعاً گذاشته‌ای در ذهنت جا بیفتد؟

هیچ‌کس روی زمین نمی‌داند پا در کفش‌های تو کردن چه حسی دارد.

فصل ۲ از ۸

هر فکر، تجربه و احساسی که داری، منحصراً از آنِ توست؛ نه قبلاً کسی مثل تو بوده و نه بعداً خواهد بود!

اما احتمالاً هرگز یاد نگرفتی که چطور بهترین نسخه‌ی خودت باشی.

وقتی به دنیا آمدی، صفحه‌ای سفید بودی که والدینت آن را با کمبودها و گره‌های ذهنی خودشان پر کردند.

بعد مدرسه آمد.

بله، چیزهای زیادی یاد گرفتی، اما درباره‌ی ارتباط با کسی که واقعاً هستی چطور؟

این مهم‌ترین مهارت دنیاست، ولی در هیچ برنامه‌ی درسی پیدایش نمی‌کنی.

نتیجه این است که اغلب زندگی‌هایی می‌کنیم که کمی ناجور به نظر می‌رسند.

حسی مبهم داریم که خودِ واقعی‌مان نیستیم، اما نمی‌دانیم با این حس چه کنیم.

پس چطور می‌توانی خودت بشوی؟

نویسنده اینطور توضیح می‌دهد.

هر کدام از ما دو نوع «خود» داریم: یک «خودِ برتر» مثبت، کسی که دوست داری بیشتر اوقات باشی، و یک «ضدِ خود» منفی که مانع می‌شود آن فرد باشی.

کلید اصلی این است که یاد بگیری کدام «خود» در حال هدایت توست.

بهترین راه این است که این دو شخصیت را پرورش دهی و به هر کدام ویژگی‌های مشخصی ببخشی.

بیایید با «خودِ برتر» شروع کنیم.

روی یک کاغذ، تمام ویژگی‌های مثبتت را بنویس: چیزهایی که بیش از همه در خودت تحسین می‌کنی اما همیشه بر اساسشان عمل نمی‌کنی.

به صفاتی مثل «مهربان»، «منطقی» یا «شجاع» فکر کن.

شاید سخت باشد، چون انتقاد از خود همیشه آسان‌تر از ستایشِ خود است، اما ادامه بده.

بعد، یک چهره به این مجموعه ویژگی‌ها بده.

آیا «خودِ برتر» تو جنسیت مشخصی دارد؟

آیا یک حیوان است یا موجودی افسانه‌ای؟

قدرت ویژه‌اش چیست؟

مثلاً «خودِ برتر» نویسنده، جادوگری خردمند به نام مرلین است و یکی از مشتریانش سنجابی شاد به نام رالف!

وقتی ظاهر و شخصیت «خودِ برتر»ت را تعیین کردی، آن را طراحی کن.

نگران نباش، لازم نیست شاهکار باشد.

مهم این است که یک تصویر داشته باشی و آن را جایی در خانه‌ات بیاویزی تا یادآورت شود که می‌خواهی چه کسی باشی.

سپس نگاه دقیق‌تری می‌اندازیم به دشمن «خودِ برتر»ت: «ضدِ خود».

آیا تا به حال کسی را دیده‌ای که پشت فرمان کاملاً از کوره در برود؟