رفتن به محتوا

عادت شجاعت

صفحهٔ کتاب

فصل ۱: با خواندن این کتاب می‌آموزی چطور با ترس‌هایت روبه‌رو شوی و زندگی شجاعانه‌تری داشته باشی.

آیا تا به حال از خواب بیدار شده‌اید و با خودتان گفته‌اید «امروز روز تغییر است»؟ اما بعد دوباره گرفتار عادت‌ها و اضطراب‌های خودتان شده‌اید؟ شاید می‌خواهید مسیر شغلی‌تان را عوض کنید، رابطه‌ی عاطفی‌تان را بهتر کنید یا سرگرمی خلاقانه‌تری پیدا کنید، اما از همان قدم اول احساس می‌کنید زمین زیر پایتان سست است. باید بدانید شما تنها نیستید. کیت سووبودا (نویسنده کتاب) با سال‌ها تجربه به عنوان مربی زندگی دریافته که ترس، اصلی‌ترین مانعی است که همه‌ی ما باید از آن عبور کنیم تا بتوانیم رویاها و آرزوهای واقعی‌مان را محقق کنیم. او همچنین دیده که جنگیدن با ترس واقع‌بینانه نیست، این کار فقط به معنای وانمود کردن به نادیده گرفتن آن است. خواندن این چند فصل خلاصه کتاب به شما نشان می‌دهد چگونه با کاوش در عمیق‌ترین ترس‌هایتان، تغییر در عادت‌های احساسی، و بازتعریف روایت‌هایی که درباره‌ی خودتان می‌گویید، زندگی شجاعانه‌تری داشته باشید. درخلال این فصل‌ها یاد می‌گیرید چرا تصور «شادترین روز زندگی‌تان» می‌تواند مسیر تغییر را برایتان روشن کند؛ چرا باید روی قطع کردن چرخه‌ی سه‌گانه «نشانه، عادت، پاداش» تمرکز کنید؛ و چطور با صدای انتقادی درونی‌تان به شکلی مؤثر کنار بیایید.

فصل ۲: زندگی شجاعانه از شناخت نقش ترس در عادت‌ها و روتین‌های روزانه‌ات آغاز می‌شود

شاید ندای تحول در زندگی‌تان ناگهانی به سراغتان آمده باشد. حقیقتی که آن را برمی‌انگیزد، شاید نارضایتی از شغل، یک رابطه، یا چیز دیگری، ممکن است ناخوشایند به نظر برسد. شاید اضطراب یا احساس تردید نسبت به خودتان را به همراه بیاورد. پس ایده تغییر ممکن است غیرعملی یا ناراحت‌کننده به نظر برسد. این واکنش‌ها کاملاً طبیعی‌اند. اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید همه آن‌ها ریشه‌ای یکسان دارند: ترس! ممکن است شبیه ترس به نظر نرسند یا احساسش نکنید، اما ترس همیشه آن‌طور که انتظار داریم جلوه نمی‌کند. گاهی به شکل احساسات دیگری نمود پیدا می‌کند. وقتی تصمیم به ایجاد تغییری اساسی می‌گیریم بدون اینکه ابتدا ترس‌مان را بپذیریم، آسان است که از این احساسات برای توجیه عقب‌نشینی استفاده کنیم. فرض کنید می‌خواهید شغلتان را عوض کنید. اما چون وقت و پول زیادی صرف تحصیلات تخصصی در حوزه‌تان کرده‌اید، شروع دوباره منطقی به نظر نمی‌رسد. پس به کارتان ادامه می‌دهید، هرچند هر روز صبح با اکراه بیشتری به سمت محل کار بروید. یا شاید احساسی مبهم دارید که چیزی در جای دیگری از زندگی‌تان گم شده است و جایش خالی‌ست. این احساس روز به روز سخت‌تر نادیده گرفته می‌شود، اما تغییر مسیر یا ترسیم نقشه‌ای کاملاً جدید بسیار ترسناک به نظر می‌رسد. سوال اینجاست که چرا باید انتخاب یک مسیر جدید این‌قدر هراس‌آور باشد؟ خب، مغز راحتی و پیش‌بینی‌پذیری را ترجیح می‌دهد. برای دستیابی به این‌ها، وقتی روال‌های معمولش به چالش کشیده می‌شود، سیل احساسات ترس و اضطراب را روانه بدن‌تان می‌کند. به همین ترتیب، وقتی مسیر قابل پیش‌بینی را انتخاب می‌کنید، مغز با احساس آرامش به شما پاداش می‌دهد. این که بدانید چرا روبرو شدن با ترس‌هایتان و ایجاد تغییر هر دو این‌قدر دشوارند، نیاز به صبر دارد و باید با احساساتی که ناراحتتان می‌کنند هم‌نشین شوید. تلاش برای مقابله با ترس از طریق نادیده گرفتنش یا مدام گفتن «مثبت فکر کن» روش‌هایی هستند که جواب نمی‌دهند. پس چه کار می‌توان کرد؟ می‌توانید شجاعت را تمرین کنید؛ با ترس‌تان روبرو شوید و به خودتان اجازه دهید وضع موجود را رها کنید و راه بهتری برای زندگی بیابید. یک راه این است که رویکردتان به ترس را با به چالش کشیدن عادت‌های قدیمی و شکل دادن به عادت‌های جدید تغییر دهید. اما پیش از اینکه آماده «فرآیند چهار مرحله‌ایِ عادت شجاعت» شوید، چند کار دیگر نیز باید انجام دهید؛ از جمله پذیرفتن خواسته‌های اصیل‌تان.